جمال الدين محمد الخوانساري
601
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
7139 كن مقتدرا ولا تكن محتكرا . باش مقتدر ومباش محتكر ، « مقتدر » بمعنى صاحب قدرت وتوانائى است ، و « محتكر » كسى را گويند كه طعام يعنى جو وگندم را حبس كند ونگاهدارد بانتظار گران شدن آن ، وممكن است كه مراد اين باشد كه صاحب قدرت وتوانائى شدن بتوانگرى قصور ندارد ، يا اين كه خوب است هر گاه غرض از آن تحصيل آخرت باشد ، امّا اين كه احتكار مكن وطلب توانگرى از آن راه مكن كه آن بد است بشرايط وتفصيلي كه در كتب فقهى مذكورست . وممكن است كه « احتكار » در اينجا بمعنى ظلم وستم باشد ومعنى اين باشد كه مقتدر باش بهمان معنى كه مذكور شد امّا ظلم وستم مكن بر كسى از براي آن ، يا اين كه تحصيل قدرت وتوانائى در هر باب خوبست وخود را بعجز نبايد انداخت كه مردم مسلط شوند امّا ظلم وستم بكسى نبايد كرد . 7140 كن حلو الصّبر عند مرّ الأمر . باش شيرين صبر نزد تلخى امر ، يعنى هر گاه امر تلخى رو بتو كند مثل مصيبتى يا بلائي صبر شيرين كن بر آن يعنى صبري كامل كه أصلا آميخته بتلخى بىتابى واضطرابى نباشد . 7141 كن منجزا للوعد ، موفيا بالنّذر . باش وفا كننده بوعده ، وفا كننده بنذر ، در ذكر وفاى بوعده همراه وفاى بنذر ومقدّم داشتن بر آن كمال مبالغه است در ترغيب بآن وتحريص بر آن . 7142 كن ابدا راضيا بما يأتي به القدر . باش هميشه راضى به آن چه بياورد آنرا تقدير حق تعالى . 7143 كن مشغولا بما أنت عنه مسؤول .